فرهنگ بسیجی - بشارت

بشارت
ورود شما به بشارت را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

تبلیغات


 

 بسم الله الرحمن الرحیم

...ای سواران بلندای سهیل!

شوکران نوشان «گردان کمیل!»

ای سپاه رفته تا «بدر» و «حنین!»

خیل مختاران! لثارات الحسین!

ای نگاه آسمان همراه‌ تان

ای امام عصر خاطرخواه ‌تان

ای در آتش سوخته! پرهای من!

ای بسیجی‌ ها! برادرهای من!

ای بسیجی‌ ها، چه تنها مانده‌اید!

از گروه عاشقان جا مانده‌اید...

اینک اما عده‌ای آتش شدند

بعد کوچ کوه‌ها آرش شدند

بعضی از آن ‌ها که خون نوشیده‌اند

ارث جنگ عشق را پوشیده‌اند

عده‌ای «ح‍ُسن القضا» را دیده‌اند

عده‌ای را بنزها بلعیده‌اند

بزدلانی کز یم خون تر شدند

از بسیجی‌ها بسیجی‌تر شدند

آی، بی‌جان ‌ها! دلم را بشنوید

اندکی از حاصلم را بشنوید

تو چه می‌دانی تگرگ و برگ را

غرق خون خویش، رقص مرگ را

تو چه می‌دانی که رمل و ماسه چیست

بین ابروها رد قناصه چیست

تو چه می‌دانی سقوط «‌پاوه» را

«باکری» را «باقری» را «کاوه» را

هیچ می‌دانی «مریوان» چیست؟ هان!

هیچ می‌دانی که «چمران» کیست؟ هان!

هیچ می‌دانی بسیجی سر جداست؟

هیچ می‌دانی «دوعیجی» در کجاست؟...

با همان‌هایم که در دین غش زدند

ریشه اسلام را آتش زدند...

سینه پر آهیم، اما آهنیم

نسل یوسف‌های بی‌ پیراهنیم

ما از این بحریم، پاروها کجاست؟

این نشان! پس نوش ‌داروها کجاست؟...

ای غروب خاک را آموخته!

چفیه‌ها! ای چفیه‌های سوخته!

ای زمین، ای رمل‌ها، ای ماسه‌ها

ای تگرگِ تق‌تقِ قناصه‌ها

جمعی از ما بارها سر داده‌ایم

عده‌ای از ما برادر داده‌ایم

ما از آتش‌ پاره‌ها پر ساختیم

در دهان مرگ سنگر ساختیم

زنده‌های کمتر از مردار‌ها!

با شما هستم، غنیمت ‌خوارها!

بذر هفتاد و دو آفت در شما

بردگان سکه! لعنت بر شما

باز دنیا کاسه خمر شماست

باز هم شیطان اولی‌الامر شماست

با همان ‌هایم که بعد از آن ولی

شوکران کردند در کام علی

باز آیا استخوانی در گلوست؟

باز آیا خار در چشمان اوست؟...

ای جماعت! جنگ یک آیینه است

هفته تاریخ را آدینه است

لحظه‌ای از این همیشه بگذرید

اندر این آیینه خود را بنگرید

ابتدا احساس‌هامان تُرد بود

ابتدا اندوه‌هامان خرد بود

رفته‌رفته خنده‌ها زاری شدند

زخم‌هامان کم‌کمک کاری شدند...

فانیان وادی بی ‌سنگری!

تیغ ‌های مانده در آهنگری

حاصل آن ماجراها حیرت است؟

میوه فرهنگ جبهه عشرت است؟

حاصل آغازها پایان شده است؟

میوه فرهنگ جبهه نان شده است؟

زخمی‌ام، اما نمک... بی‌فایده است

درد دارم، نی‌لبک... بی‌فایده است

عاقبت آب از سر نوحم گذشت

لشکر چنگیز از روحم گذشت

جان من پوسید در شب‌غاره‌ها

آه ای خمپاره‌ها، خمپاره‌ها!

 

شاعر: محمد حسین جعفریان

منبع: هیئت فاطمیون شهرستان اندیمشک

 

برچسب‌ها: فرهنگ بسیجی, دفاع مقدس
۱۳٩۳/٩/۳ .::. ٤:٤٦ ‎ب.ظ .::. رهرو .::. نظرات ()

 

بسم الله الرحمن الرحیم

فرهنگ بسیجی یعنی:

شناخت عمیق اسلام و ترویج و پاسداری از ارزشهای دینی

ولایت مداری و پاسداشت خون شهیدان

تقوی مداری و رعایت حدود الهی

ایثارگری و پرهیز از دنیا طلبی

خودسازی و دیگرسازی

تعلیم و تعلّم

دفاع از تمامیت ارضی، هویت ملی و سیاسی

اخوت و برادری و تلاش مخلصانه در خدمت به خلق

هوشیاری در شناخت دشمنان اسلام و حربه هایشان

استکبارستیزی و اقتدار و ایستادگی

ظلم نکردن و دفاع از حق مظلوم

و به عبارتی:

فرهنگ بسیجی یعنی حسینی شدن و زینبی ماندن!

از خدا خواهیم توفیق عمل!

 

 


برچسب‌ها: فرهنگ بسیجی
۱۳٩٢/۸/۳٠ .::. ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ .::. رهرو .::. نظرات ()
امکانات وب