رازهای حسن معاشرت با مردم

بسم الله الرحمن الرحیم


محمّد بن مسلم بن شهاب زُهرى ، افسرده‏ دل و اندوهناک، نزد زین
العابدین علیه السلام آمد . امام سجاد علیه السلام به او فرمود : «چرا
اندوهگینى؟».

 

گفت : اى زاده پیامبر خدا! غم و غصه‏ هایى پى در پى بر من وارد مى‏ شوند؛ چه این که از کسانى که به نعمت‏هاى من حسادت مى ‏ورزند و به دیده طمع در من مى ‏نگرند در رنج و محنت ام ؛ کسانى که به آنان امید دارم و نیز کسانى که به آنان خوبى مى ‏کنم ، امّا گمانم به خطا مى ‏رود [و امیدم از آنان ناامید مى‏شود] .

زین العابدین علیه السلام به او فرمود : «زبانت را نگه دار، تا برادرانت را از آنِ خود سازى» .

زُهرى گفت : اى زاده پیامبر خدا! من با سخنان خود ، به آنان نیکى مى ‏کنم .

زین العابدین علیه السلام فرمود : «هرگز، هرگز ! مبادا براى این کار ،
گرفتار خودشیفتگى گردى ! نکند چیزى بر زبان آورى که احساس نادرستىِ آن، زودتر بر دل‏ها نشیند ، گرچه بتوانى براى آن توجیهى ارائه کنى . چنین نیست که به هر کس که سخن غریبى بگویى ، بتوانى عذرت را نیز به گوش وى برسانى» .

سپس فرمود : «اى زُهرى ! هر کس که خردش، کامل‏ترین ویژگى او نباشد ، نابودى‏اش، آسان‏ترین خصوصیت او خواهد بود» .

سپس فرمود : «اى زُهرى ! چه اشکالى دارد که مسلمانان را چون خانواده ‏ات بشمارى و بزرگشان را در جایگاه پدرت بدانى و کوچکشان را در جایگاه فرزندت و همسالت را به منزلت برادرت ؟

حال به کدام یک از اینان دوست دارى ستم کنى ؟

کدام یک از اینان را دوست دارى نفرین کنى ؟

آبروى کدام یک از اینان را دوست دارى بریزى ؟

اگر هم ابلیس - که نفرین خدا بر او باد - در تو این پندار را پدید آورد
که تو بر یکى از اهل قبله برترى دارى ، بنگر که اگر وى بزرگ‏تر از تو بود،
بگو : پیش از من ایمان آورده و عمل صالح انجام داده است . پس بهتر از من است . اگر کوچک‏تر از تو بود ، بگو : من پیش از او به گناهان و معصیت‏ها روى آوردم . پس او بهتر از من است و اگر همسالت بود ، بگو : من نسبت به گناه خود ، یقین دارم و در باره او تردید دارم . پس چرا یقینم را به خاطر شک خود ، رها کنم ؟

اگر دیدى مسلمانان به تو حرمت مى ‏نهند ، بزرگت مى ‏شمارند و گرامى ‏ات مى ‏دارند ، بگو : این فضیلتى است که آنان به چنگ آورده‏ اند (از بزرگواری و نیکدلی آنها ست که می توانند مرا خوب و قابل تعریف ببینند)  و اگر از آنان درشتى و روى ‏گردانى از خودت را دیدى ، بگو : این به سبب گناهى است که از من سر زده است . اگر چنین کنى ، خداوند، زندگى را بر تو آسان مى ‏کند ، دوستانت فراوان مى ‏گردند ، دشمنانت اندک مى‏ شوند و از نیکى مردم ، شادمان مى ‏گردى و از درشتى و جفایشان اندوهگین نمى‏ شوى .

این را بدان که گرامى ‏ترینِ مردم نزد آنان ، کسى است که خیرش به آنان برسد و خود از آنان بى ‏نیاز باشد و از درخواست چیزى خوددارى کند . پس از او ، گرامى ‏ترینِ مردم نزدشان ، کسى است که از درخواست کردنْ خوددارى کند ،گرچه بدانها نیازمند باشد . در حقیقت ، اهل دنیا دل‏بسته اموال خویش اند و هرکه مزاحم دلبستگى ‏شان نشود ، نزدشان گرامى است و اگر مزاحم اموالشان نشود و حتّى چیزى بر امکاناتشان بیفزاید ، عزیزتر و گرامى‏ تر خواهد بود» .

الاحتجاج
: ج ۲ ص ۱۵۷ ح ۱۹۱ ، تنبیه الخواطر : ج ۲ ص ۹۳ ، التفسیر المنسوب إلى
الإمام العسکری علیه السلام : ص ۲۵ ح ۸ ، بحارالأنوار : ج ۷۱ ص ۲۲۹ ح

 

منبع: وبلاگ احادیث و روایات

/ 0 نظر / 20 بازدید