آیت الله سید حسن مدرس

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم


رضاخان و دورویی

دکتر سیدعبدالباقی فرزند مرحوم مدرّس می گوید: «رضاخان در اول خیابان سپه محوطه بزرگی را که به نام باغ ملی بود تعمیر و بازسازی نموده، مراسم نظامی را در آن برگزار می کرد و در بالای سردر بزرگ آن مجسمه نیم تنه ای از خود نصب نمود که مانند دو مجسمه از پشت به هم چسبیده بود که هم از بیرون شمایل تمام صورت او را داشت و هم از درون.

روزی برای مراسمی مدرّس را دعوت کردند. من هم همراه ایشان پیاده از منزلشان، که سرچشمه بود، به آن جا رفتم. وقتی رسیدیم رضاخان و عده ای دیگر از آقا استقبال کردند و رضاخان به شرح و توصیف پرداخت و سپس در چادری نشستیم. رضاخان از مدرّس پرسید: حضرت آقا درب ورودی را هم ملاحظه فرمودید؟

مدرّس گفت: بله مجسمه شما را هم دیدم درست مثل صاحبش دورو دارد! رضاخان از شرم و ناراحتی به خود می پیچید و تا پایان مجلس دیگر سخنی نگفت».

  پیش بینی اعجازآمیز

دکتر سیدعبدالباقی فرزند آیت اللّه مدرس نقل می کرد: «وقتی آقا در خواف تبعید بودند با مشقت زیاد توانستم به دیدنشان بروم. در دومین روز اقامت در خواف به آقا عرض کردم: نمی شود کاری کنید که از این زندان بیغوله رهایی یابید. آقا فرمودند: چرا، خیلی هم آسان! همین یک ماه پیش رضاخان به وسیله مأموری پیغام داده بود که من دخالت در سیاست نکنم و به عتبات بروم و آن جا ساکن شوم. گفتم: به رضاخان بگو: مدرّس گفت: من وظیفه خود را دخالت در سیاست می دانم. این جا هم جای خوبی است و به من خوش می گذرد. تو را هم روزی انگلیسی ها کنار گذاشته و به گوشه ای پرتاب می کنند. اگر قدرت داشتی و توانستی، بیا همین جا [خواف]. هرچه باشد بهتر از تبعیدگاه ها و زندان های خارج از ایران است. ولی می دانم که من در وطنم به قتل می رسم و تو در غربت و سرزمین بیگانه خواهی مرد.

 

عامل نجات ایران

دکتر سیدعبدالباقی مدرّس می گوید:«در سال 1312 به خدمت آقا [مدرّس] در قلعه خواف رسیدم. آن روز آقا مطالب زیادی به من گفتند. از جمله فرمودند: آقا سید عبدالباقی بدان انگلیسی ها روی مهره ای که بیست سال دیگر در این مملکت حاکم خواهد شد از همین اکنون کار می کنند، ولی ما در مورد امروزِ خودمان هم نمی توانیم تصمیم بگیریم. هر وقت ما آگاهی و هوشیاری پیدا کردیم و توانستیم متّکی به غیر نباشیم، آن وقت می توانیم مسائل مملکت خود را حل کنیم. از مسائل بزرگی که مردم ما گرفتار آن هستند و خارجی ها آن را به ما تحمیل کرده اند این است که اتکای ما به غیر است. همه چیز را باید از غیر بخواهیم. اسلحه، پوشاک، خوراک، [و] همه چیزمان بستگی به غیر دارد. روزگاری که این مملکت متکی به خود بوده، موفق بوده است و هر وقت به خود اتکا پیدا کرد آن روز، روز نجات مملکت است».

 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه/مجلات

/ 0 نظر / 19 بازدید